حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

129

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

« آب اين كاريزها در رودخانه « 1 » مىانداختند ، و بيشتر آن بضعيتها « 2 » و مزارع مىبردند ، در جوئهآئى كه از سر رودخانها بر كرفته بودند ، تا آن ضيعتها و مزارع . و بعضى از آن آب در جوئهآئى كوجك روانه كردانيده بودند ، تا به قصبهء بلدهء ممّجان « 3 » - يعنى نفس شهر قم - از برآىء باغات و بساتين « 4 » ، و از برآىء آنك در زمستان در جاههآىء محجّر « 5 » نهند ، و ديكر منافع و مصالح ، تا غايت كه در بيشترين مواضع و محلّتها و دربهآىء قم اين آب بر ظاهر روان بود ، و بعضى از آن در زير زمين بكنكها و كولها « 6 » روان كرده بودند - و از برآىء كارخانها « 7 » - و حوضهآىء بزرك و جآئها كه آب از آن كشند ، و انبارات « 8 » - يعنى

--> ( 1 ) . مقصود از رودخانه درين گفتار ، جز از رودخانه أناربار يا رودخانه قم است ، كه شهر قم را به دو قسمت شرقى و غربى تقسيم مىكند ، و آب آن از تيمرتين سرچشمه مىگرفته ، و بر خلاف جهت حركت آب رودخانه‌ها از جنوب به شمال جريان داشته و دارد ، بلكه مقصود آبراههاى كوچكى بوده است كه كمى از جوى عريضتر مىباشد ، و آب كاريزها را در آن قرار مىدادند تا به سوى كشتزارها برود ، هم اكنون چندين نمونه از اين رودخانه‌ها در كوچه‌ها و محله‌هاى قم در جريان است ، كه آب چاهها و قناتها را به كشتزارهاى پيرامون شهر هدايت مىكند . ( 2 ) . ضيعه و ضياع ، در عربى زمينهاى كشاورزى را گويند . ( 3 ) . شهر قم كهن از دو بخش تشكيل شده بوده ، و قم در اصطلاح پيشينيان نام منطقه شرقى و بزرگتر شهر بود كه « ممّجان » يا « منيجان » نيز خوانده مىشد ، كه مصنف در اينجا از اين بخش با تعبير ( قصبهء بلده ) ياد مىكند ، كه مقصود مركز شهر است ، و قسمت كوچكتر قم از كميدان در شمال غربى تا نزديك مزديجان ( شاه جعفر كنونى ) در مغرب رودخانه را فرا گرفته است . ( 4 ) . بساتين جمع بستان : كشتزار و باغ . ( 5 ) . محجّر اشتقاق از ماده « حجر » يا سنگ است ، كه مقصود از ديوار سنگ‌چين‌شده مىباشد . ( 6 ) . كولها جمع « كول » كه در صحاح الفرس : ( جايى كه آب تنك ايستاده باشد ) تعريف شده ، كه احتمالا مقصود او آب‌انبار مىباشد ، شايد ( كنگ ) نيز به همين معنى باشد . ( 7 ) . ظاهرا مقصود از اين آبهاى ذخيره‌شده در آب‌انبارهاى محله‌ها يا خانه‌ها ، براى استفاده در كارهاى شست و شو و نوشيدن در خانه مىباشد . ( 8 ) . انبارات ، جمع غير قياسى و ناصحيح از كلمه انبار .